به دنيا آمدم ، داشتم گريه ميکردم همش ، و خدا آمد و گفت : کودک بخند ، و من خنديدم
و خدا سکوت کرد و من سکوت کردم ، به خدا گفتم چيزي بگو، گفت: دوستت دارم
و خدا گفت بمان ولي من رفتم، و خدا داد زد که برگرد ... نگاه کردم به او که اشک مي ريخت
و خدا لبخند زد و من گريستم ، من نميدانستم که خدا اينقدر مهربان است
۷۸۶
اوقات خوش آن بود كه با دوست بسر رفت - باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود
بنام عاشق
عشق باور خیس خدا در خواب کودکیهای من است...وقتی که مادرم گفت لبخند بزن.
عشق یک کلمه است و این معنای وجود ماست
از یاد نمی برم که عشق را مادرم در دلم کاشت...از یاد نخواهم برد که آنرا به همه تقدیم کنم ...
مادر یک کلمه است و آن کلمه عشق است و عشق خداست...مادر از عشق خدا خلق شد وما
را عشق مادر خلق خلق کرد.
مادر قشنگترین شعری است که خدا سروده.