تبليغاتX
.:.: .نا گفته های مدفون. :.:.
                                                           ۷ 

 به دنيا آمدم ، داشتم گريه ميکردم همش ، و خدا آمد و گفت : کودک بخند ، و من خنديدم

 

و خدا سکوت کرد و من سکوت کردم ، به خدا گفتم چيزي بگو، گفت: دوستت دارم

 

و خدا گفت بمان ولي من رفتم، و خدا داد زد که برگرد ... نگاه کردم به او که اشک مي ريخت

 

 

و خدا لبخند زد و من گريستم ، من نميدانستم که خدا اينقدر مهربان است

 

+ نوشته شده در  84/05/27ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

                                          

                                                                ۷۸۶ 

اوقات خوش آن بود كه با دوست بسر رفت - باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود

بنام عاشق

عشق باور خیس خدا در خواب کودکیهای من است...وقتی که مادرم گفت لبخند بزن.

عشق یک کلمه است و این معنای وجود ماست

از یاد نمی برم که عشق را مادرم در دلم کاشت...از یاد نخواهم برد که آنرا به همه تقدیم کنم ...

مادر یک کلمه است و آن کلمه عشق است و عشق خداست...مادر از عشق خدا خلق شد وما 

را عشق مادر خلق خلق کرد.

 مادر قشنگترین شعری است که خدا سروده.

 

+ نوشته شده در  84/05/21ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط حسین  |