به دنيا آمدم ، داشتم گريه ميکردم همش ، و خدا آمد و گفت : کودک بخند ، و من خنديدم
و خدا سکوت کرد و من سکوت کردم ، به خدا گفتم چيزي بگو، گفت: دوستت دارم
و خدا گفت بمان ولي من رفتم، و خدا داد زد که برگرد ... نگاه کردم به او که اشک مي ريخت
و خدا لبخند زد و من گريستم ، من نميدانستم که خدا اينقدر مهربان است